خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات تکرار نشدنی

امکانات وب

-->-->-->-->-->-->--> کد Ùx85Ùx88زÛx8cÚ© Ùx85Ûx8c Ø®Ùx88اÛx8cØx9f
خبرÙx86اÙx85Ùx87
-->-->-->-->
Ùx84Ø·Ùx81ا Ûx8cÚ© اÛx8cÙx85Ûx8cÙx84 Ùx85عتبر Ùx88ارد Ú©Ùx86Ûx8cد
Ùx86اÙx85 :
Ùx86اÙx85 کاربردÙx8a :
رÙx85ز عبÙx88ر :
تکرار رÙx85ز عبÙx88ر :
اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 :
بازÙx8aابÙx8a رÙx85ز عبÙx88ر

Ùx86اÙx85 کاربردÙx8a :
رÙx85ز عبÙx88ر :
Ùx86ظرسÙx86جÛx8c
Ø¢Ùx85ار
Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 :
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز :
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز :
بازدÛx8cد Ùx87Ùx81تÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 گذشتÙx87 :
بازدÛx8cد ساÙx84 گذشتÙx87 :
Ú©Ùx84 بازدÛx8cد :

کنارت هستم برای روزی که دستان نازنینت را در دستان مضطربم میگذاری و ازم قول
میخواهی که تا ابد کنارت بمانم
مردت هستم برای لحظه ای که از بزرگترها اجازه میگیری تا شاهزاده این مملکت بشوی
مردی که پا به پایت در مغازه های شهر می آید تا وسواسهایت را برای خرید یک
روسری ساده عاشقانه بپرستد کیست؟منم!
برای روزهایی که پدر و مادرمان پیر میشوند و میترسی که دختر خوبی برایشان نبوده
باشی، من کنارت هستم تا خدمتشان کنیم و نترسی...
برای ثانیه ای که پدران و مادرانمان به بهشت میروند من کنارتم تا درد یتیمی را
کمتر حس کنی
مردی که اشکهایت را میبوسد و موهای پریشانت را شانه میزند، منم
برا ی ثانیه ای که فرشته ای از بهشت در رحم تو به امانت می آید ، منم که کنارتم
و تو در آغوش من هست که می آرامی
در تمام آن ۲۸۹ روز بارداری ، وقتی از قیافه می افتی و شکمت خط خطی میشود و
نمیتوانی حتی درست راه بروی ، منم که کنارت هستم و شبها تن خسته ات را در آغوش
میگیرم
مردی که دستانت را در آن لحظات پر درد و امید تولد میگیرد و عرق از پیشانی پر
دردت پاک میکند منم
مردی که موهای تو و دخترت را قبل از خواب شانه میکند و شما را در آغوش
مردانه اش میخواباند منم
مردی که شبهای بیخوابی برایت قهوه و کیک شکلاتی می اورد تا قصه زندگیت را گوش
کند ، منم
مردی که با دستان خسته اش ،پاهای خسته تر تو از این زندگی سخت را ، هر شب
نوازش میکند تا بیارامند کیست؟ منم 
در برف زمستان ، وقتی از خواب بیدار میشوی و میروی پشت پنجره ،کسیکه روی بخار شیشه
اتاق اسمت را نوشته منم
مردی که اصرار داری موهایش را خودت اصلاح کنی منم
مردی که بلد نبود ،اما دوست داشت ناخنهایت را لاک بزند منم.
کسیکه بارها و بارها نازت را میکشد و قهرهایت را خریدار است هنوز ، منم
مردی که هر پنجشنبه سالهاست به خاطر نذر روز خواستگاریش ، در خیریه ها کار
میکند به عشقت و به شکرانه بودنت ، منم
سالهاست که شب عید میروی سراغ یتیمها تا شادشان کنی ، مردی که تمام این سالها
کنارت کادو ها را خریده و روبان زده و همراهت بوده منم.
وقتی از سر کار میخواهی به خانه بروی ، مردی که پیاده می آید کنارت که تا خانه
با هم قدم بزنید ، کسی نیست جز من.
مردی که خسته از کار روزانه به ضریح چشمانت پناه می آورد و تو حاجت روایش میکنی
منم
آهای دختر شبهای پاییز ٬!
شبها که مضطرب از خواب میپری و در تاریکی در بسترت میگردی که ببینی هستم یا نه
، نبین...لمس کن تن مردی را که سردی روزگار را به خاطر تو به گرمای آغوشش
مبدل کرده 
اونیکه بعد از سالها همسری ، بدن از تناسب افتاده ات را می بوید و می بوسد
منم
روزی که اولین موی سپیدت را در آینه میبینی و اشک در چشمانت حلقه میزند ، منم
که موهایت را در دستان مردانه ام جمع میکنم و در آغوشم سفت میفشارمت و در گوشت
زمزمه میکنم که
*« امروز دو برابر عاشقتم ای شراب کهنه »*
روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی ، منم که
بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتو بودن معاوضه نخواهم کرد
برای روزهایی که فرزندانمان میروند دنبال سرنوشتشان و تو در اتاقهایشان میگریی
، منم مردی که دستانت را میگیرد و تو را شبانه به کنار دریا میبرد تا هر چقدر
میخواهی با بیکرانگی آب از دلتنگیهایت بگویی
برای روزهایی که جسمت تغییر میکند و فکر میکنی دیگر زن نیستی و میترسی ؛ منم
که بارها و بارها حس زن بودنت را به تک تک سلولهایت یاد آوری میکنم...همان مرد
وحشی روزهای اولمان میشوم تا یادت نرود که تویی شاه بیت غزل زندگی من.

برچسب: نویسنده: خانوم و آقای عاشق تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1391 ساعت: 21:26

صفحه بندی

آرشیو مطالب

نظر سنجی

<-PollName->
<-PollItems->

خبرنامه

<-MailForm->