هیس... حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام...
بگو کسی حرفی نزند...
بگذار لحظه ای آرام بگیرم...
من شکستن نمیدانم ،
ولی هر کس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود
دلم را، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را..
دلم را با نگاه سردش..
وکمرم را..
با رفتنش
برچسب:
نویسنده: خانوم و آقای عاشق